|
با عرض سلام برای عضویت در گروپ اولین پست را با دقت مطالعه بفرمایید. با تشکر مدیر گروپ
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389ساعت 10:45  توسط آیرین(مدیر گروپ و وب)
به نام خداوندگار مهربان
کبوتر جلد چنگوله با بازی محسن افشانی روز جمعه ۳ مهر ماه در شبکه ۱ به نمایش در آمد چند عکس:
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 17:32  توسط آیرین(مدیر گروپ و وب)
|
با عرض تاسف
بامداد امروز ساعت سه ونیم صبح ۷شهریور ۸۸ محسن افشانی باخودرو هیوندای کوپه در اتوبان چمران چپ کرد که خودروی او پس از ملق های شدید و۳۰۰ متر کشیده شدن روی زمین بابر خورد به جدول کناره چمران به صورت واژگون متوقف شد . محسن افشانی پس از عکس برداری از نقات مختلف بدن از ناحیه انگشت وکمر وپا اسیب دیده است . حالش تقریبا وخیم است طی اس ام اسی که همکاران او در این رابطه سایر افراد رامطلع ساختند وبه شرح ذیل میباشد سو قصد به جان محسن افشانی خودروی ۴۳ میلیونی محسن افشانی چپ شد برای سلامتی او دعا کنید واین خبر را منتشر کنید محسن افشانی حادثه را تعقیب یک دستگاه مرسدس بنز سی ال اس مشکی اعلام کرد که اذعان داشت از اتوبان صدر تا پمپ بنزین ولنجک کنار اتومبیل او اومده وبا هوشیارکردن محسن با ضربه ای به صورت کاملا از پیش تعیین شده به گلگیر سمت راننده کوبیده ومحسن با برخورد به تپه خاکی که کنار اتوبان (دقیقا روبه رو نمایشگاه ) بدون هیچ علامت باز دارنده ای ریخته شده بود پس از اصابت خودرو واژگون شده وادامه داستان طی نتیجه گیری از اتفاقات گذشته که محسن افشانی دو پرونده ی سنگین مربوط به مطلبی که از تهیه کننده خود به مبلغ ۱۰میلیون تومان (تهیه کننده ماهی کوچولو ها دعا میخوانند ) از اقای محمد کمالی پور وهم چنین مبلغ ۱۱ م ۶۰۰ تومان از مدیر برنامه اش مسعود قبادی طلب دارد و هم چنان شکایت اودر محاکن قضایی جاریست بیم ان میرود که سو قصد از پیش تعیین شده باشد محسن افشانی با مراجعه به پلیس ردگیری راننده ی خودرو سی ال اس را پی گرفته تا ان شا ا... عامل این سو قصد مشخص شود دوستان این خبر را در همه جا لطفا پخش کنید واز عمل محمد کمالی پور تهیه کننده قلابی ومسعود قبادی مدیر برنامه ی قلابی خبر منتشر کنید ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خوش بختانه عصر هفتم شهریور یعنی عصر بعداز تصادف حال آقای افشانی بهتر شده و سر فیلم برداری رفتند و این هم دانلود روایت تصادف به زبان خود آقای محسن افشانی: دانلود روایت تصادف به زبان خود محسن افشانی و عکس ماشین محسن افشانی:
+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 14:10  توسط مژگان(رابط بین نویسندگان و بازدیدکنندگان ونویسنده)
|
محسن افشانی در شبکه ۵ آقای افشانی به مناسبت ماه رمضان درشبکه۵به طور زنده حضور پیدا کردند عکس ها:
منبع: http://glam-mohsen.blogfa.com/ و دانلود فیلم قسمت شده ی برنامه: منبع: http://dadash--mohsen-a.blogfa.com/ و کنفرانس اینترنتی محسن افشانی که قرار بود سه شنبه تاریخ ۳ شهریور برگذار شود کنسل شد. دانلود فیلم : دلیل کنسل شدن کنفرانسل رعایت نکردن قوانین سایت سیمای ایرانی بود.
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 11:0  توسط آیرین(مدیر گروپ و وب)
|
پشت صحنه ی بازپرس نوشتن درباره آثاري كه مهدي فخيمزاده ميسازد براي هر خبرنگاري جذاب است؛ جذاب از جهت شخصيت و خلق و خويي كه خود فخيمزاده دارد و البته به لحاظ نوع نگاهي كه به جامعه پيرامون خود دارد ؛ نگاهي كه همواره با ظرافت و دقت نظر همراه است و با زباني مردمي آن را در قالب فيلمهاي سينمايي يا مجموعههاي تلويزيون، پيشروي مخاطب خود قرار ميدهد.
اين كارگردان كه در چند سال اخير، علاوه بر ساخت مجموعههاي تاريخي، با رويكرد تازهاي داستانهاي پليسي و جنايي از جنس مردمپسند را مقابل دوربين برده به گونهاي كه سريال «خواب و بيدار» را براي تثبيت جايگاه پليس 110 با پشتيباني مستقيم فرمانده نيروي انتظامي آن زمان، سردار محمدباقر قاليباف مقابل دوربين برد و پس از آن سراغ مجموعه «حس سوم» رفت و نوعي فانتزي از سناريو داستانهاي پليسي و جنايي را در ارتباط با مواد مخدر و قرار دادن شامه قوي در يك زن را كه بعد با پليس همكاري ميكند، دستمايه قرار داد تا ماجراي مواد مخدر را به تصوير بكشد و دست آخر هم با مجموعه «بيصدا فرياد كن» مسائل پيرامون قرصهاي روانگردان را به نمايش گذاشت . فخيمزاده اين روزها مشغول ساخت جديدترين سريال خود با نام بازپرس است. وي در اين سريال داستانكهاي كوتاه را كه در يك ساختمان 12 طبقه ميگذرد، به بهانه يك قتل مقابل دوربين برده است؛ از همين رو در يك روز گرم تيرماه در دماي بالاي 40 درجه، سراغ گروه فخيمزاده رفتيم تا ببينيم پشت صحنه سريال بازپرس چه ميگذرد و آنها را جايي حوالي پيست سواركاري چيتگر ديديم كه در ساختماني نيمه كاره درست كنار اتوبان تهران كرج مشغول كار بودند. وارد ساختمان نيمه كاره ميشوم. از حياط خانه با سقفي پوشيده از ايرانيت به پاركينگي كه اتفاقا يكي از لوكيشنهاي سريال است وارد ميشوم و بعد متوجه ميشوم اين ساختمان نيمهكاره با يك طبقه 4 واحدي استوديوي تصويربرداري مجموعه بازپرس است كه قرار است ماجراهاي مجموعه در همين يك طبقه تصويربرداري شود؛ طبقهاي كه با طراحي صحنههاي مختلف بايد جاي 12 واحد را بگيرد و لوكيشن يك واحدي را ساختماني با 12واحد جلوه دهد. زياد منتظر نميمانم. مهدي فخيمزاده با سري تراشيده و دستاني با طرح خالكوبي عقرب از در وارد ميشود. خيلي زود متوجه ميشوم اين كارگردان در تست گريم براي ايفاي نقش قدرت در سريال «بازپرس» است. از فخيمزاده ميخواهم درباره كاراكتر قدرت و چگونگي شخصيت او در اين مجموعه بگويد. فخيمزاده ابتدا قدرت را سردسته باند خلافكارها معرفي ميكند و ميگويد: اين مرد خانهاي براي پرورش گدا و اداره امور خلافكاران دارد كه با زني خلاف كار به نام رويا با بازي رويا نونهالي به عنوان يك زوج خلاف، مجموعه خلافكاران را رهبري ميكنند. در واقع اين زن با پيشينهاي كه دارد به شخصيت ناتاشا در سريال خواب و بيدار خيلي شبيه است اما جنس خلاف رويا با ناتاشا متفاوت است به اين معني كه رويا در بازپرس نقش زن شيكپوشي را بازي ميكند كه سركرده گدايان تهران و مسوول پخش آنها در سطح شهر است و خانهاي دارد كه به اين گدايان پناه داده است؛ اما ناتاشا در خواب و بيدار در عين خلافكار بودن با اصغركوپك ناسازگار است و همكاري نميكرد اما به عنوان خلافكار تحت تعقيب پليس بود. از بازيگر سريال بازپرس درباره چگونگي تبديل شدن فخيمزاده و نونهالي به زوج هنري در نقش خلافكارها ميپرسم كه در عين تاييد مطلب به تفاوت جنس بازي هريك از آنها در دو مجموعه بازپرس و خواب و بيدار اشاره ميكند و ميگويد: نكته درستي را مطرح كرديد، اما جنس بازي در هر دو كار بسيار متفاوت است به اين معنا كه در «خواب و بيدار» اصغركوپك و ناتاشا يك رابطه فاميلي با تضاد و اختلاف نظر فراوان با هم داشتند اما در اين مجموعه مشخصا همكار يكديگر هستند. وي در ادامه به داستان بازپرس اشاره ميكند و ميگويد: بازپرس، داستان يك آپارتمان 12 طبقه است كه در آن يك جسد پيدا ميشود و اين جسد گسرنخ خيلي از مسائل ديگر است و به نوعي باعث ميشود، گذشته آدمهاي ساختمان و شخصيتهاي داستان سريال بازگو شود و پس از آن هم يك بازپرس وارد داستان ميشود كه تحقيقات او اكتشافات تازهاي از كليت داستان را در بردارد و باعث ميشود كه نيشتري به ديگر ماجراها خورده شود. فخيمزاده در ادامه به تفاوتهاي اين سريال با ديگر كارهاي پليسي كه در گذشته انجام داده است، اشاره كرد و گفت: تفاوت اصلي اين سريال برخلاف ديگر سريال هايي كه در ژانر پليسي ساختهام اين است كه بازپرس مجموعهاي اكشن از نوع برخوردهاي پليس و متهم نيست چراكه محور اصلي داستان يك كارآگاه است كه با فكر و دانش خود اكتشافاتي را انجام ميدهد و حقايق را مييابد و هيجان كار در نظرات و اكتشافات او نهفته است؛ در واقع داستاني كارآگاهي است كه كشف ماجرا ميكند و اكشن مجموعه در درون داستان نهفته است. اين كارگردان خوشذوق سينما و تلويزيون در ادامه به تداوم فعاليتهاي خود در ساخت مجموعههاي تلويزيوني اشاره كرد و گفت: در كشور ما ژانر ملودرام بيشترين سابقه ساخت را در زمينه تجربه انواع ژانرها در سينما و تلويزيون دارد و معمولا در ژانرهاي ديگر چنين سابقهاي وجود ندارد، بنابراين ژانر ادبيات پليسي، حادثهاي، وحشت و اقمار آن يكي از انواع گونههايي است كه طرفداران بسياري دارد و نكته جالب اين است كه اولين سريالهاي وارداتي از كشورهاي آلمان، فرانسه و انگليس كه با مخاطب نيز ارتباط برقرار كرد سريالهايي در ژانر پليسي بوده و از سوي ديگر اين استقبال در ادبيات پليسي از قبيل داستان، فيلمنامه و نمايشنامه نيز بشدت ديده ميشود و حالا اين مخاطب داشتن حسن بزرگي براي ايجاد انگيزه و كار در اين ژانر و تعالي آن است؛ به همين دليل و البته علاقه شخصي خود دوست دارم در اين ژانر و اقمار آن كار كنم و اين علاقه در طول اين چند سال به وجود نيامده، چراكه در اوايل انقلاب هم به دليل اين علاقه فيلم سينمايي ميراث من جنون را كارگرداني كردم؛ فيلمي پليسي، جنايي و رواني كه در شرايط آن روز كم نظير بود، البته بگويم كه بازپرس سفارش هيچ نهاد و سازماني نيست و مانند سريالهايي چون حس سوم و بيصدا فرياد كن سفارش سازمان صدا و سيماست و هيچ نهاد ديگري در توليد آن نقش ندارد، تنها سريال سفارشي من به پيشنهاد آقاي قاليباف براي تعريف و تثبيت جايگاه پليس 110، خواب و بيدار بود و ديگر از هيچ سازمان و نهادي سفارش نگرفتم. چگونگي چيدمان كاراكترها كنار هم در پيشبرد داستان يكي از ويژگيهاي آثار فخيمزاده است كه توجه به اين نكته را از ابتدا و درانتخاب عوامل توليد بويژه بازيگران در نظر ميگيرد، از همين رو از اين كارگردان ميخواهم كه درخصوص چگونگي چيدمان كاراكترهاي اين مجموعه كنارهم بگويد: «مجموعه تلويزيوني بازپرس برخلاف ديگر سريالهايي كه در همين ژانر ساختهام از لحن و لهجه ديگري برخوردار است، به اين معنا كه در عين اينكه يك ماجرا و معما را بررسي ميكند، شخصيتها و كار را با توجه به گرهگشايي كه انجام ميدهد كنار هم ميچيند؛ بنابراين كوشيدم براساس نيازي كه فيلمنامه دارد، حركت كنم و در اين ميان از بازيگراني استفاده كردم كه از طنز و شيريني خاصي برخوردار هستند. صداي آژير نصب شده در لوكيشن كار كه حكايت از آمادگي گروه براي تصوير برداري دارد، نشان داد كه همه چيز منتظر فرمان فخيمزاده است. ساعد هدايتي كه مخاطبان او را به عنوان بازيگر طنز ميشناسد در اين مجموعه پليسي نقش يك طلافروش را كه در اين آپارتمان زندگي ميكند، دارد و قرار است صحنه گفتگوي ابراهيمي (طلافروش) و اكبر رسولي يكي از شركا و سرمايهگذاران اين آپارتمان با بازي مهدي ميامي تصويربرداري شود.
پلاتوي كوچكي از آشپزخانه و ميز ناهارخوري 2 نفره با سبد ميوهاي كه روي آن چيده شده فضاي مناسبي را براي تصويربرداري اين صحنه مهيا كرده است و اين فضا با نگاه نكتهبين فخيمزاده كامل ميشود. فخيمزاده پس از بازرسي كامل صحنه، فرمان حركت را ميدهد و ابراهيمي در حالي كه دو فنجان چاي در دست دارد كنار گاز آشپزخانه ايستاده و اكبر در حالي كه روزنامه مطالعه ميكند خطاب به ابراهيمي ميگويد: ميخواي ما پادرمياني كنيم؟ ابراهيمي با 2 فنجان چاي در دست در جواب ميگويد: دعوامون نشده كه رفته خونه باباش ميگه تا اين خونه رو عوض نكني، برنميگردم. اكبر: خونه رو واسه چي؟ ابراهيمي: چه ميدونم، والا از وقتي كه استخوانها پيدا شده پاك ترسيده! ميگه من پا تو اين خونه نميذارم (در حالي كه چاي را روي ميز ميگذارد و روبهروي اكبر مينشيند) ادامه ميدهد: گفته بايد اينجا رو بفروشي و بري يه جاي ديگه رو بخري، هرچي ميگم نميشه مگه به خرجش ميره. اكبر با نگاهي مرموز جواب ميدهد: پس نميخواد برگرده ؟ ابراهيمي: تا تو اين خونه هستم نه. اكبر با خندهاي ادامه ميدهد: پس حالا حالاها عزب اوغلي هستي؟ ابراهيمي: آره ديگه. اكبر: ميتوني تحمل كني؟ ابراهيمي: چي كار كنم چارهاي ندارم. اكبر: همچين بيچاره بيچاره هم نيستي. ابراهيمي: يعني چي؟ اكبر: بشين تا بگم. كات. سكانس پلان، طولاني صحنه گفتگوي اين دو دوست قديمي پس از گوشزدهاي فخيمزاده و تكرار صحنه به پايان رسيد. پس از پايان اين صحنه، ساعد هدايتي تاييد بازي خود را از فخيمزاده گرفت.از هدايتي درباره بازي در «بازپرس» پرسيدم و او درپاسخ گفت: اين دومين تجربه همكاري من با مهدي فخيمزاده است و پيش از اين نقش كوتاهي در «حس سوم» بازي كردم و حالا هم در «بازپرس» يكي از نقشهاي اصلي را كه كاراكتر يك طلا فروش است، بازي ميكنم. البته جدا از فرعي يا اصلي بودن نقش، خيلي خوشحالم كه در كنار آقاي فخيمزاده كار ميكنم و به عبارت بهتر ياد ميگيرم چراكه كار با ايشان آدم را پخته ميكند. خيلي ظرايف و ريزهكاريها از نوع كارگرداني ايشان ياد گرفتهام بخصوص اين كه برخلاف كارهاي گذشته در يك پروژه پليسي كاملا جدي بازي ميكنم و آقاي كارگردان براي ارائه بازي بهتر، كمك بسياري به من كرده است و كاركردن با ايشان افتخاري بزرگ براي من است. بازيگر كميك در سريال پليسي به نظر ميرسد ساعد هدايتي اشاره درستي به كار در يك مجموعه جدي با كمترين رنگ مايههاي طنز كرد، در واقع بيننده او را بازيگري ميشناسد كه در مجموعههاي طنز مهران مديري بازي كرده است و حالا يكي از چهرههاي جدي اين مجموعه را به خود گرفته است، به همين دليل از او درخصوص حال و هواي تغيير فضاي بازي از طنز به يك كار جدي ميپرسم و او در پاسخ ميگويد: همان طور كه از اسم مجموعه پيداست اين كار، جدي است و بازيگر اگر از توانايي لازم برخوردار باشد هر نقشي را در هر ژانر بازي ميكند. بنابراين جايگاه اين دو از نظر بازي تفاوتي ندارد كما اين كه ممكن است در يك كار ژطنز يك نقش كاملا جدي را بازي كرد. به عنوان نمونه نوروز 87 در «مرد هزار چهره» به كارگرداني مديري در نقش يك قاضي بازي كردم. در آن سريال با توجه به فضاي حاكم برآن نقشي كاملا جدي را بازي كردم ضمن اين كه بازي در يك نقش جدي را دوست دارم ابراهيمي كه جواهرفروش بازار است، يكي از نقشهاي اصلي داستان است كه در اين آپارتمان زندگي ميكند و علاوه بر دردسرهايي كه در آپارتمان با آن مواجه است، دچار يك ماجراي ديگر ميشود و آن سرقت از جواهرفروشي است كه يك آدم ديگر هم در اين سرقت كشته ميشود، اما خود شخصيت ابراهيمي آدم سادهاي است كه كار به كسي ندارد و همين سادگي او باعث ميشود بلاهاي بسيار به سرش آيد و در يك نگاه كلي، آدم شيريني است كه اتفاقا در موقعيتهاي طنز قرار ميگيرد. وي در پايان صحبتهاي خود به استقبال از اين مجموعه اشاره ميكند و ميگويد: طبق نظرسنجيهايي كه در گذشته صورت گرفته، سريالهاي فخيمزاده پربيننده است و از آنجا كه مجموعه بازپرس كار متفاوتي است و محور اصلي آن بر اكتشاف قرار دارد، گمان ميكنم با استقبال مواجه شود بخصوص اين كه فخيمزاده كارگردان حساسي است كه به جزييات اهميت ويژهاي ميدهد. به همين دليل گمان ميكنم مورد استقبال تماشاگر قرار گيرد. پيش به سوي توليد استوديويي كار كردن در يك آپارتمان 12 طبقه و روايت يك ماجراي كارآگاهي در هر 4 واحد از اين طبقات كار دشواري است ولي آنچه دشواري قضيه را پررنگتر ميكند پيدا كردن لوكيشن متناسب با فضاي قصه است كه تقريبا با توجه به ازدحام جمعيت غيرممكن است، اما يكي از ويژگيهاي كار فخيمزاده در اين مجموعه ساخت دكور با طراحي محسن شاهابراهيمي است به اين معنا كه تنها يك طبقه از اين 12 طبقه با پاركينيگ طراحي و اجرا شده كه روايت قصه اين قتل در هر يك از اين آپارتمانها تنها با عوض كردن شماره واحدها انجام ميشود و نيازي به حضور در فضايي واقعي نيست و تمامي كار به مدت 9 ماه در اين استوديو تصويربرداري ميشود؛ طراحي اين دكور به نوعي حركت تازهاي در صنعت سريالسازي سيما به شمار ميرود. از فخيمزاده درباره كار در استوديو پرسيدم و او در پاسخ گفت: كار كردن در يك آپارتمان 12 طبقهاي در تهران با توجه به ازدحام جمعيت، كار سختي است و عملا ناممكن است و اصولا مهندسي ساختمانهاي شهري براي كار فيلمبرداري ساخته نشده است، به عنوان نمونه من با راهروهاي پهن و عريض بسيار كار دارم كه راهروهاي ساختمانهاي معمولي امكان مانور را نميدهد، ضمن اين كه وقتي در فضاهاي واقعي مشغول كار ميشويم تنها يك يا دو روز اول براي اهالي ساختمان جذاب هستيم ولي پس از چند روز كار، گروه مزاحم زندگي مردم ميشوند يا ساكنان، مشكلاتي را براي گروه ايجاد ميكنند؛ بنابراين با آقاي شاهمحمدي صحبت كرديم و به ساخت استوديو شامل پاركينگ، راهپله، آسانسور و سه طبقه 4 واحدي رسيديم كه اين طبقه در طول زمان به طبقه دو و سه تبديل ميشود و تا 12 نيز ادامه مييابد و داستان در هر طبقه و واحدهاي آن تعريف ميشود. در ادامه، از اين كارگردان درباره تجربه كار در استوديو پرسيدم و او در پاسخ گفت: كار در فضاي استوديو، نخستين تجربه كاري من نيست، من تجربه دكور در كارهاي تاريخي بسيار داشتم و اولين تجربه كار دكور را در سريالهاي غيرتاريخي در مجموعه بيصدا فرياد كن داشتم كه بخشهايي از تصويربرداري را در دكور انجام دادم و فضاي آگاهي را به صورت كامل در استوديو كار كردم؛ نكته جالب اين كه بسياري به غلط گمان ميكنند كار در فضاي دكور، تنها به مجموعههاي تاريخي اختصاص دارد؛ در حالي كه چنين نيست در كارهاي معاصر هم براي بالا بردن كيفيت كار بايد به سوي توليد توسعه يافته حركت كنيم و كار در استوديو، يكي از راهكارهاي حركت به سوي توليد توسعه يافته است؛ اتفاقي كه سالهاي بسيار دور در همه دنيا افتاده، ولي صنعت توليد ما بتازگي به آن رسيده است. فخيمزاده در پايان، به توليد توسعه يافته اشاره كرد و گفت: واقعيت اين است كه دوره لوكيشنيابي به پايان رسيده و توليد سينما و تلويزيون بايد به جهتي حركت كند كه تا جاي ممكن، از كار در فضاهاي واقعي دوري كند، چراكه كار در فضاهاي واقعي دشوار شده است و ديگر نميتوان براي گرفتن يك پلان ما به ازاي واقعي آن را پيدا كرد به همين دليل بايد به سوي ساخت استوديو حركت كرد، چراكه فضاهاي بيرون هم به لحاظ اقتصادي هم به جهت كيفي، مناسب كار نيست، چراكه براي هيچ يك از عوامل صدا، دوربين و نورپردازي طراحي نشده است و اين در حالي است كه ساخت دكور، امكان مانور بيشتر به كارگردان را ميدهد و چارهاي نداريم جز اين كه به سمت توليد توسعه يافته برويم. صحبتهاي كارگردان مجموعه «بازپرس» به اينجا كه رسيد، بد نديدم كه سراغ طراح دكور را بگيريم تا درباره اين استوديو با او نيز گپي بزنم، ولي محسن شاهابراهيمي نبود و دستيارش رامين آشوري درخصوص كار طراحي دكور مجموعه «بازپرس» توضيحاتي داد، وي گفت: در گذشته، طراحيهايي از اين دست در كارهاي تاريخي بسيار داشتهايم، اما اين اولين بار است در يك مجموعه پليسي با موضوع روز استوديو ميزنيم؛ زماني كه فيلمنامه را با صحبتهايي كه آقاي شاهابراهيمي با كارگردان داشت، به اين نتيجه رسيديم كه يك پاركينگ با 4 واحد طراحي كنيم كه هر 12 طبقه را به هم ربط دهد كه پس از قطعي شدن طراحي دكور را آغاز كرديم كه حدود 2 ماه زمان برد و ميتوان گفت اين كار جديدي است و ميتواند به عنوان يك صنعت در تلويزيون به لحاظ بالا بودن حجم كار مطرح شود، اما متاسفانه تهيهكنندهها به دليل هزينه طراحي و اجراي چنين دكورهايي زير بار آن نميروند؛ در حالي كه كار در دكور به لحاظ اقتصادي بهصرفهتر از پيدا كردن لوكيشنهاي واقعي است، ولي تهيهكنندههاي ما از صرف چنين هزينههايي در كار توليد، فراري هستند؛ ولي اميدوارم روزي برسد كه توسعه يافتگي صنعت را در سينما و تلويزيون شاهد باشيم. سختگيري براي نتيجه بهتر مهدي ميامي نقش اكبر رسولي را در سريال بازپرس بازي ميكند ؛ اين بازيگر درباره نقش خود در اين مجموعه ميگويد: داستان در يك آپارتمان تعريف ميشود و هر يك از اين مجموعهها در چند قسمت با حضور يك بازپرس شكل ميگيرد ، به اين ترتيب كه يك جنازه در پاركينگ پيدا ميشود و همه اهالي آپارتمان درگير ماجرا ميشوند . زماني كه فيلمنامه را خواندم، حس خوبي از بازي در اين مجموعه داشتم و حالا كه در بطن كار قرار گرفتم، به اين نتيجه رسيدهام كه بازپرس يكي از بهترين مجموعههايي است كه در ژانر پليسي كار شده است و شايد يكي از بهترين كارهاي فخيمزاده باشد، چراكه داستان با روابطي سنجيده بين افراد تقسيم شده، البته شايد داستانها خيلي تازه نباشند و حكايت از روزمرگيها داشته باشند، اما خوشبختانه آنقدر درست پرداخته شده كه يكي از جذابترين مجموعههاي پليسي است. وي در ادامه با اشاره به جذابيت فيلمنامه گفت: قصه بر مبناي جسدي است كه در يك آپارتمان پيدا ميشود و داستانكهايي كه در طول اين كشف و شهود تعريف ميشود، آنقدر جذاب است كه فكر ميكنم بيننده را راضي نگه ميدارد، با اين اوصاف، فكر ميكنم مجموعه «بازپرس» جايگاه رفيعي بين فيلمهاي پليسي- جنايي دارد. وي در ادامه به تجربه كار با مهدي فخيمزاده اشاره كرد و گفت: مجموعه «بازپرس» سومين تجربه كاري من با فخيمزاده است در تجربه نخست ايشان به عنوان بازيگر مقابل دوربين محمدعلي سجادي در فيلم جدال رفتند و من هم در آن فيلم كه جزو اولين تجربههاي بازيام بود، بازي ميكردم، ولي بعد كه آقاي فخيمزاده كارگرداني كرد، هميشه آرزو داشتم كه با فخيمزاده كار كنم تا اينكه براي بازي در مجموعه ولايت عشق دعوت شدم و تجربه موفقي كسب كردم. ميامي در پايان به نحوه كار با اين كارگردان اشاره كرد و گفت: كاركردن با فخيمزاده از بيرون خيلي ترسناك جلوه ميكند و بسيار شنيده بودم كه فخيمزاده آدم بداخلاقي است، اما من چون شخص خود فخيمزاده را دوست دارم و آثارش را ميپسندم، با كمال ميل پذيرفتم كه در كنار ايشان كار كنم، ضمن اين كه در طول كار متوجه شدم اصلا اين گونه كه فكر ميكردم، نيست و فخيمزاده تنها در مقابل كساني كه كارشان را بدرستي انجام نميدهند، عصباني ميشود و به نظر من، اين يك اصل در اخلاق حرفهاي هنرمند است كه دوست دارد همه كارها به شكل حرفهاي انجام شود. ساعت به 5 عصر نزديك ميشود و گروه از ساعت 8 صبح كار خود را آغاز كرده و رفته رفته به پايان يك روز كاري نزديك ميشوند. وقت خداحافظي است و بايد منتظر ماند و نتيجه كار را از آنتن شبكه 2 سيما به تماشا نشست. محسن افشاني هم در سريال بازپرس حضور دارد؛ افشاني كه با بازي در سريال ترانه مادري در نقش يك جوان مثبت بين مردم معروف شد و طرفداران زيادي هم پيدا كرد، يكي ديگر از ساكنان ساختمان است كه با خانواده خود زندگي ميكند. با پيدا شدن جسد، پاي او هم به نوعي به ماجرا باز ميشود. درواقع داستان سريال بازپرس در يك مجتمع ميگذرد كه با پيدا شدن يك جسد در آنجا، بازپرس نيروي انتظامي به مجتمع ميآيد و براي پيدا كردن قاتل از همه پرسوجو ميكند. نقش بازپرس را محمود پاكنيت بازي ميكند كه هنوز مقابل دوربين نرفته است. مهدي فخيمزاده كه معمولا در سريالهايي كه خود كارگرداني ميكند، يك نقش منفي را هم براي بازي به عهده ميگيرد، در سريال بازپرس نقش قدرت را بازي ميكند؛ قدرت هم يكي از ساكنان مجتمع است كه همه او را به عنوان خلافكار ميشناسند. از ديگر بازيگراني كه در اين سريال حضور دارند ميتوان به ليلا برخورداري، انوشيروان فاطمي، عمار تفتي، اردشير تفتي، نفيسه روشن، آشا محرابي، عرفان پروال، صابر تاتاري، روحالله حقگو، زنديش حميدي، اميررضا دلاوري، سامره رضايي، شروين رفيعيان، علي زريني، فرهاد شريفي، ليدا عباسي، منوچهر قديري، حميدرضا قليخاني، رانا قيصرنژاد، مريم مسحوري، مهدي ميامي، نيرهالسادات رضاپور، ساعد هدايتي و ميلاد يزداني اشاره كرد. فيلمنامه بازپرس را فخيمزاده نوشته است و رضا انصاريان آن را تهيه ميكند. اين سريال 25 اسفند در تهران كليد خورد و طبق برنامهريزي، تصويربرداري آن 10 ماه طول خواهد كشيد. ديگر عوامل سازنده سريال بازپرس عبارتند از: مدير توليد: حسن مصطفوي، مدير تصويربرداري: محمد افسري، مدير صدابرداري: جواد مقدس، مدير هنري: محسن شاهابراهيمي، طراح گريم: مهين نويدي، طراح صحنه: رامين عاشوري، طراح لباس: هايده زماني، دستيار اول كارگردان و برنامهريز: حسين فلاح و عكاس: نادر فوقاني. رضا انصاريان ـ تهيه كننده بازپرس ـ در گفت و گويي با ايسنا همچنين خاطرنشان كرد كه اين مجموعه تلويزيوني كه ابتدا قرار بود در قالب 20 قسمت ساخته شود، پس از برگزاري جلسات اخير برآورد به 26 قسمت تغيير يافت. رضا انصاريان همچنين از گروه فيلم و سريال شبكه دو سيما به عنوان گروه برنامهسازي كه سريال بازپرس در آن ساخته ميشود، نام برد. سريال «بازپرس» كه پيش ازاين قراربود در سيما فيلم ساخته شود، پس از تغيير و تحولات ايجاد شده در معاونت سيما و لغو رويكرد ساخت سريال در اين مركز، به شبكه دو سيما منتقل شده است. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ و در آخر چند عکس جدید از سیمای ایرانی
کلاهبرداری از محسن افشانی تهیه کننده ای که خودش رو از تهیه کننده های سینما و تلویزیون معرفی کرده چندیست که از محسن افشانی کلاهبرداری کرده و فعلا محسن از طریق دادگاه دنبال رسیدگی به این مسئله است.
+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 14:13  توسط آیرین(مدیر گروپ و وب)
|
آغازفيلمبرداري سريال شوق پرواززندگي نامه شهيد عباس بابايي
هم اكنون فرهاد توحيدي،حسين ترابي نژاد و مهدي محمد نژاديان در حال نگارش فيلمنامه سريال«شوق پرواز» هستند و آقای محسن افشانی یکی از بازیگران این سریال هستند
«يدالله صمدي» در گفتوگو با خبرنگار ايثار و شهادت باشگاه خبري فارس «توانا» اظهار داشت: فيلمهايي كه در راستاي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت ساخته شده به دليل اينكه در آنها مبالغه شده است، نتوانسته اهداف و آرمانهاي شهدا را به طور شايسته به مردم نشان دهد.
است و اگر در ساخت فيلم زندگي آنها مبالغه شود باور آن براي مردم سخت خواهد شد. روانشناختي ساختهام ولي زماني كه ساخت فيلم «شوق پرواز» با موضوع زندگي شهيد خلبان عباس بابايي در راستاي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت به بنده پيشنهاد شد احساس كردم از طرف اين شهيد دعوت به اين كار شدم.
**ستاره اسكندري:
«توانا» اظهار داشت: هرچه زندگي شهدا به طور واقعي و شايسته به مردم نشان داده شود، آنهايي كه در خانواده خود شهيد ندارند و اين حس را لمس نكردهاند، ارتباط و احترام بيشتري به شهدا و خانواده آنها ميگذارند.
احترام و ستايش است. متأسفانه در برخي از مناطق جنوبي كشور شاهد هستيم، خانواده كساني كه عزيزانشان را در راه اسلام و انقلاب از دست دادهاند، به طور شايسته رسيدگي نميشوند.
شهادت بايد ذهن مردم را با مقام والاي شهدا درگير كند و با نشان دادن قصههاي واقعي از زندگي آنها ارتباط و همدلي را بين خانواده شهدا و ساير مردم به وجود آورد. **مينا جعفرزاده:
شهادت باشگاه خبري فارس «توانا» اظهار داشت: ملت ايران به شهدا كه براي سرافرازي و سربلندي ايران جان و مال خود را فدا كردند، احساس دين ميكنند و هر اقدامي كه براي رضايتمندي آنها لازم باشد، انجام خواهند داد.
اينگونه فيلمها عِرق وطن پرستي و ايراني بودن هر بيننده را تحريك ميكند و موجب ميشود هر ايراني با تمام وجود تمام تلاش خود را براي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت به كارگيرد.
است از همه چيز خود گذشتند قابل تقديس هستند و ملت ايران با گام برداشتن در راه ترويج فرهنگ ايثار و شهادت بايد دين خود را به شهدا ادا كنند.
است كه بيش از بيش به خانواده شهدا كه فرزندان خود را به طور شايسته بزرگ كردهاند و آنها را براي حفظ انقلاب و حكومت اسلامي به جبههها فرستادند، اهميت دهد و براي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت تمام تلاش خود را به كار گيرد.
بابايي به كارگرداني يدالله صمدي و با حضور خانواده شهيد بابايي در شهر قزوين كليد خورده است.
15مرداد سال 1366 به هنگام بازگشت از يك مأموريت برونمرزي، هدف گلوله ضدهوايي قرار گرفت و به درجه رفيع شهادت نايل شد.
و در 13 قسمت 45 دقيقهاي براي شبكه دوم ساخته ميشود.
دزفول، بوشهر، مكه مكرمه و يك كشور اروپايي خواهد بود.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 12:55  توسط آیرین(مدیر گروپ و وب)
|
دوستان سلام به اولین وبلاگ گروهی در رابطه با
آقای محسن افشانی خوش امدید مسئولیت من در این وبلاگ راه اندازی نظر خواهی در باره این هنرمند جوان است شما از این به بعد میتوانید در نظر خواهی ها شرکت کرده ونظر خود را به گوش این هنرمند برسانید با این کار همه ی نظرات شما دوستان جمع اوری میشود وبا یک نگاه در یک وبلاگ اقای افشانی میتوانند از نظرات شما استفاده کنند لطفا نظرات خود را در باره اینکه در باره چه چیزی نظر خواهی شود در قسمت نظر خواهی قرار دهید با تشکر مژگان ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مصاحبه ی محسن افشانی با مجله ی خانواده
تجربه کار با فخیم زاده چه دستاوری برایت داشته ؟ به خانم مهین نویدی پیشنهاد بدهم. البته آقای فخیم زاده عقیده ی خاصی دارد. او معتقد است بازیگرها باید باشگاه بروند و اکشن بازی کنند. فخیم زاده خودش هم تابع گفته خودش است و کاملا اکتیو است. قبل از همکاری با ایشان همه می گفتند کار با مهدی فخیم زاده سخت است و او پرخاشگری میکند ، وقتی هم که سر کارشان رفتم پرسید که از من چی شنیده ای؟! من هم بدون ریا گفتم که این طور شنیدم و او فقط خندید. فخیم زاده همانی بود که درباره اش شنیده بودی؟ ظاهرا در جایی گفته ای که با کار اجرا ،کلا خداحافظی کرده ای. این حرف درست است؟ علت توقف تولید پروژه ((حادثه در بزرگراه)) چه بود؟ یک میلیارد بیشتر نبود در صورتی که اگر بیشتر بود چون کار وسیع بود بسیار خوب دیده می شد . از ماحصل کارهایی که تاکنون انجام داده ای چه قدر راضی هستی؟ مدتی قبل نزد حسین سهیلی زاده (کارگردان ترانه مادری) بودم وی به من گفت: تله فیلم هایی که کار کرده ای خیلی ضعیف بوده است. البته من خودم نقش هایم را دوست داشتم چون متفاوت بودند اما گویا بزرگان این عرصه توقع بیشتری از من دارند. دوست داری در جایگاه سوپر استار قرار بگیری یا یک بازیگر تجربه گر با نقش های متفاوت؟ در هر فیلمی بازی کند تهیه کنندگان از آن فیلم توقع فروش دارند که البته معمولا هم آن فیلم ها فروش می کند. اما بازیگری داریم با جنس بازی عالی که هم اعتبار دارد و هم به کار ارزش می دهد و همه دوستش دارند. من این نوع بازیگری را بیشتر می پسندم. قبلا گفته بودی که پس از چهارسال بازیگری را کنار میگذاری! الان دو سال گذشته. درست است؟
شما در هر مصاحبه ات همین را می گویی! حکایت پرتقال فروشه ؟! نه. خب پس اینطوری میگویم که من بازیگری را چندین سال دیگر که زیاد هم نیست کنار میگذارم و می چسبم به درسم. راضی شدید !!
دانشگاه کجا قبول شدی؟ خاطره ای از اولین روز دانشگاه داری؟ بله من اولین کلاسی که رفتم ، کلاس فیزیک بود. تقریبا اغلب دوستان با چهره ی من آشنا بودند و از من سوال می پرسیدند. من هم برای بهتر فهمیدن درس رفتم انتهای کلاس ،کنار خانمی که در ردیف آخر بودند نشستم. ایشان خانم محترمی بود بنابراین فکر کردم که میتوانم به دور از هر صحبت و سوالی به درس گوش بدهم. وقتی معارفه شروع شد من که رسید تا آمدم اسمم را بگویم همان خانم که کنار من بود با صدای بلند و با خنده و با لحنی طنز گونه گفت: استاد مجری بوده. مجری برنامه کودک! و همه خندیدند. آن لحظه یاد « پویا نظری» افتادم که گوشه کلاس می نشست و همه دستش می انداختند. تجربه دانشگاه در کنار مشغله کاری برایت سخت نیست؟ چرا .خیلی سخت است چون دارم دو تا هندوانه را یا یک دست بر می دارم. اما خب باید پای لرزش هم بنشینم دیگر خربزه ای است که خورده شده ... اگر یک بیلیونر بودی با پولهایت چه می کردی؟ یک اتوموبیل هیوندا کوپه میخریدم. برای بقیه اش هم فکری نکرده ام! البته به خوراکی و لواشک! و... خیلی چیزها علاقه دارم. در هنر چه قدر متکی به حمایت های پدر و مادر بوده ای؟
پدرم دایم بهانه می کرد که شش ماه میروی تمرین میکنی که همش 2 بار اجرا بروی در حالی که از درس هایت عقب می افتی. اما به محض اینکه اولین تصویرم روی آنتن رفت بابام شد فرشته مهربان و زیر بالشم پول می گذاشت و... وقتی برای فیلمبرداری یا کاری به سفر میروی بیشتر دلت برای چه کسی تنگ میشود؟ برای خانواده ام ٬ برای همشون. عید امسال از پدرت چه هدیه ای گرفتی؟ به همراه تراول چکی به مبلغ 50 هزار تومان برایم فرستاد البته نه مثل پارسال به زور! آنها خودشان بهم هدیه دادند. این را هم باید اضافه کنم که زحمت کارت سوخت اتوموبیلم را هم پدرم می کشد! در منزل شما چه کسی حرف اول و آخر را میزند؟ پدرم یعنی در منزل شما مرد سالاری وجود دارد؟ مادر محسن: نه در منزل ما حق سالاریه! سال 1393 محسن چه شرایطی خواهد داشت؟ آن زمان من 25 سالم تمام میشود و کت و شلوار دامادی تنم می کنم! شما اصالتا کجایی هستید؟ گلپایگان زباله ها را در منزل شما چه کسی بیرون می برد؟ تا پارسال من می بردم٬ بعد که قضیه سنگین تر شد بابام نگذاشت من ببرم٬ اما قبل از آن موضوع بردن زباله دم در نقطه ضعف من بود و خواهرم هر وقت می خواست سر به سرم بگذارد میگفت که بابا گفته: محسن زباله ها را بذاره دم در ! از این کارش خیلی حرص می خوردم! یک خاطره از هر زمانی که دلت میخواهد بگو... یادم می آید زمان مدرسه مرا تا کلاس پنجم کچل میکردند که خیلی بدم می آمد. سال آخر نسبت به این این موضوع به پدرم معترض شدم که او گفت: مدرسه راهنمایی بروی دیگر کچلت نمی کنند. نشون به اون نشون که تا سال سوم دبیرستان کچلم کردند! بعد هم آمدم زرنگی بکنم و در سال آخر از دفتر آقای مصطفوی نامه گرفتم که کچلم نکنند٬ چون تئاتر کار میکردم رفتم دبیرستان و پیش مدیر٬ او گفت این حرف ها نیست و کاری کرد که من همان فردا صبحش کچل کردم٬ مدیر مدرسه مان گفت: اگر تابع این صحبت ها شوم که دیگر جواب این همه دانش آموز را نمی توانم بدهم. قشنگ ترین جمله ای که اخیرا شنیدی چی بوده؟ من اونی هستم که تو رو از همه بیشتر دوست داره! بزرگترین آرزوی محسن برای پدر و مادرش؟ (باخنده) اینکه یک هیوندا کوپه برایم بخرند٬ دل بابام گنده تر شه و دماغش چاق تر٬ خواهرم هم انشاا... یک شوهر خوب پیدا کند و یکی بیاید ببردش که راحت بشیم! خب اگر اجازه بدهی با والدینت و همچنین خواهرت هم گپی بزنیم. گفتگو با حسین افشانی (پدر محسن) مهمترین اصل در خانواده ی شما؟ صادق بودن و یاد خدا شما وقتی همسن و سال محسن بودی دغدغه تان چه بود؟ من از12 سالگی کار میکردم و خواسته هایی داشتم اما توقعاتم مانند امروزی ها اینقدر بزرگ نبود٬ البته موقعیت آن زمان با حالا خیلی فرق کرده است٬ الان جوان ها خیلی راحت هستند و همه نوع امکانات دارند اما با این حال هنوز قانع نیستند. از کودکی محسن چه چیز بارزی به خاطر دارید؟ محسن تا 13 سالگی خیلی شیطون بود ٬خیلی زیاد٬ طوری که وقتی جایی میرفتیم آنقدر شیطنت میکرد و دلقک بازی در می آورد که ما مخفیانه از آنجا خارج میشدیم! یعنی او با ما نبوده است!! (محسن میگوید بنویسید که دایی ام یادم می داد!) شغل شما چیست؟ در زمینه ی صنایع چوب و دکوراسیون داخلی فعالیت میکنم (محسن: من میگویم یک باشگاه بیلیارد بزند چون خودم هم دوست دارم) شما چه قدر با نظر محسن موافق هستید؟ از آشنایی تان با مادر محسن می گویید ؟ ایشان از اقوام ما هستند... چند سالگی ازدواج کردید؟ 25 سالگی. آن زمان وقتی به من گفتند میخواهیم برایت زن بگیریم من از خجالت سرم را زیر پتو قایم کردم. ماشاا...الان حتی جوان 16 ساله خیلی صریح میگوید که من زن می خوام !
گفتگو با مادر محسن افشانی از اینکه محسن بازیگر شده چه حسی دارید؟ من و پدرش اوایل خیلی مخالف بودیم چون اکثرا سر کار بود وکار داشت و دیر می آمد بنابراین نگرانش می شدیم. اما حالا که موفقیتش را می بینیم و اینکه او خوشحال است خیلی راضی هستیم . محسن در کار منزل به شما کمک میکند؟ او اصلا خانه نیست که بخواهد کمک کند! اگر هم باشد خودم شخصا ازش نمی خواهم کاری برایم انجام بدهد. البته وقتی دست تنها باشم و خواهرش هم نباشد و مهمان داشته باشیم محسن نشان داده که از عهده ی کارهای خانه بر می آید. شما چه انتظاری از محسن دارید؟ اینکه برای خانه وقت بیشتری بگذارد. محسن شما را اینگونه توصیف کرده که مادرم مانند نودال صدا و سیما عمل می کندو کارهایم را ضبط می کند. دلیل شما برای چنان کاری چیست؟ تمام آثار او قسمتی از خاطراتش است که در آینده برایش ارزشمند خواهد بود و من برای خودش همسرش و فرزندش آنها را جمع آوری می کنم. خصوصیات محسن بعد از ورودش به عرصه هنر تغییر کرده؟ بله او خیلی جدی تر شده است. محسن قبلا خیلی شیطنت داشت و اکثر مسائل را به شوخی میگرفت اما الان پخته تر شده و عاقلانه تر عمل میکند. اولین کلمه ای را که محسن بعد از به حرف آمدن گفت یادتان است؟ من هنوز صدای ضبط شده او را دارم. یادمه گفت: بابا! البته شاید برای شما جالب باشد که بگویم وقتی محسن راه افتاد نشسته خودش را روی زمین میکشید و راه میرفت. اکثر بچه ها ابتدا چهاردست و پا راه می روند. اما محسن آنگونه راه افتاد. غذای مورد علاقه محسن چیست؟ قورمه سبزی و شامی های مادربزرگش. او قارچ و فلفل دلمه و پیاز و بادمجان و کدو را هم در غذا دوست ندارد. ارتباط محسن با پدرش بیشتر است یا شما؟ با هردوی ما رفیق است. گفتگو با سمیه افشانی (خواهر محسن) شما متولد چه سالی هستی و در چه رشته ای تحصیل میکنی؟ متولد 1363 و رشته تحصیلی ام زبان انگلیسی است. تا به حال شما جلوی دوربین رفته اید؟ ۴- ۵ سالپیش گروهی میخواستند فیلمی کوتاه بسازند و از من دعوت به همکاری کردند و که من هم بازیگری را تجربه کردم. اما از عهده آن نمیتوانم به خوبی بر آیم چون خجالتی ام! ( محسن: خواهرم در آن فیلم اینقدر زیر پوستی و درونی بازی کرد که دیگر بعد از آن کار علاقه ای به بازی نشان نداد!) به عنوان خواهر بزرگتر چقدر به محسن مشاوره می دهی و کمکش میکنی؟ خب هر موقع که احتیاج به کمک داشته باشد با هم صحبت و مشورت میکنیم. (محسن: ناگفته نماند که پولش رو هم میگیره!) یک خاطره مشترک از زمان کودکی تان با محسن برایمان بگو. بهترین تفریح ما در روزهای پایانی سال شمردن خریدها بود. اینکه چیزی از قلم نیفتاده باشد. حتی با چراغ قوه در تاریکی هم آن کار را ادامه می دادیم تا مبادا اشتباهی رخ بدهد. زمانی هم که دعوایمان میشد هر چه دم دستمان بود به طرف هم پرت میکردیم. از لوله جارو برقی گرفته تا دمپایی روفرشی! عمولا کدامتان بیشتر خرید میکنید؟ محسن٬ البته تا ۴-۵ سال پیش من رکورددار اما حالا محسن بیشتر خرید می کند. وقتی دعوایتان میشود کدام تان مغلوب می شوید؟ خب٬ من دیگر... به عنوان سوال آخر به ما بگو که شما زیاد با هم بحث میکنید؟ قبلا خیلی. اما حالا آنقدر یکدیگر را کم میبینیم که دلمان برای هم تنگ میشود و مجالی برای بحث نمی ماند. وقت اضافه اش در کنار خودمان است.خواهش می کنم. من هم شنونده حرف هایتان خواهم بود.من دانشگاه یزد قبول شدم (بافق) و با کلی زحمت موفق به گرفتن مجوز انتقال به تهران شدم. آنقدر که به خاطر دوندگی های گرفتن مجوز داشتم از دانشگاه زده می شدم. اما خدا را شکر درست شد.نه٬ این گفته آنقدرها هم جدی نیست! در شبکه جهانی جام جم هر برنامه ای به من پیشنهاد شود اجرا می کنم چون داخلی نیست اما در برنامه های داخلی فقط اجرای برنامه های خاص را می پذیرم.زمانی که وی زیاد اذیت شود یک مقدار جدی می شود وگرنه بودن در کنار ایشان واقعا لذت بخش و جذاب است. بودم و بعد اینکه منتظر بودم کار خوبی پیشنهاد شود. البته بی کار هم نبودم. بعد از یک وقفه کوتاه دو ماهه ،سر کار عباس رافعی که اثر 35 میلیمتری به نام «کیمیا و خاک» بود رفتم و در کنار امیر آقایی٬ حامد بهداد ٬ آزیتا حاجیان و سیاوش تهمورث و...ایفای نقش کردم. بعد سر کار مهدی فخیم زاده (سریال بازپرس) رفتم.
![]()
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 11:36  توسط مژگان(رابط بین نویسندگان و بازدیدکنندگان ونویسنده)
|
سلام دوسای عزیز می خوایم توی این آپ عکسای برنامه ی شیراز و یه سری عکس و خبر رو بذاریم البته با کمی تاخیر!
محسن افشانی در سفرهای استانی محسن افشانی در برنامه ی شیراز
جوابیه ی محسن افشانی به طرفدارانش و در آخر چند عکس که جدیدا روی سایت سیمای ایرانی قرار گرفته گفتگوی محسن افشانی با رادیو منبع:http://glam-mohsen.blogfa.com/ این هم فیلم گفتگوی اینترنتی محسن افشانی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 15:59  توسط مونیکا( خبر رسان ونویسنده)
|
به نام پروردگار جهان و جهانیان
با سلام به همه ی دوستان و عزیزانی که در حال خوندن این پست هستن.و یک سلام ویژه و مخصوص به آقای محسن افشانی. همگی خوش اومدین! دلیل این آپمون پیدا کردن ایمیل محسن افشانی هستش و لازمه که بگیم ما همه ی اطلاعات این آپمون رو از وبلاگ http://mohsen-great.blogfa.com/ وبلاگ دوستان عزیزمون:میناـمرجان و مونیکای عزیز به دست آوردیم هواداران محسن افشانی می تونن از ایمیل با محسن افشانی در ارتباط باشن در ضمن این ایمیل که پشتیبانش سایت سیمای ایرانی هست ایمیلی قابل اطمینان به خواسته ی خود محسن افشانی هست. در ضمن سایت سیمای ایرانی نیز ایمیل محسن افشانی نوشته شده خودتون نگاه کنین. پس مطمئنا ایمیل خود ایشون باشه. عده ای از طرفداران محسن افشانی به این آدرس ایمیل داده بودن و ظاهرا همین دوستان عزیزمون نوشتن که با سایت سیمای ایرانی گفتگویی داشتیم و سایت سیمای ایرانی گفت که محسن افشانی ایمیل همه ی طرفدارانش رو خونده و جوابارو آماده کرده اما تا چند روز آینده حتما جواب همه رو می ده و... و جوابیه ی آقای افشانی به صورت عکس نوشته شده در سایت سیمای ایرانی:http://simayeirani.com/ به طرفدارانش داده شده که متاسفانه ما هنوز عکس رو پیذا نکردیم از ایمیل که بگذریم یه رای گیری برای بهترین مجری کودک و نوجوان در سایت سینما:http://www.cinemanojavan.tk/ گذاشته شده.طرفداران محسن افشانی برای بیشتر شدن رای ایشون حتما به سایت سر بزنین و به ایشون رای بدین و خبرای جدید از تله فیلم کاکو ها با بازی محسن افشانی نظرات اسماعيل فلاح پور در گفتگو با آريا: کاکوها هفته دفاع مقدس پخش مي شود خبرگزاري آريا- تله فيلم 90 دقيقه اي "کاکوها" به کارگرداني اسماعيل فلاح پور هفته دفاع مقدس از شبکه يک سيما پخش خواهد شد.
هنري آريا گفت: تصويربرداري "کاکوها" از اوايل خرداد آغاز و طي هفته گذشته به پايان رسيد. کليه لوکيشن هاي تصويربرداري نيز در شهرک دفاع مقدس بوده است.
کلاره عباسي، محسن افشاني و...... از بازيگران اصلي اين تله فيلم به حساب مي آيند. دفاع مقدس داستان دو برادر شيرازي در جبهه هاي دفاع مقدس که در جبهه چند گوله (شلمچه) متهم شدند که به خاطر کفتربازي به شهادت رسيده اند از طريق يکي از يارانش که به جاي مانده داستان آنها روايت مي شود که اين دو برادر چه بودند و ماجراي آن کفترها چه بود. و فرد باقي مانده را قاسم زارع بازي مي کند، مهدي سلوکي، محسن افشاني کساني هستند که در زمان حال در همان منطقه هستند و کلاره عباسي دختر شهيدي است که براي ديدار از محل شهادت پدرش به مرز شلمچه مي رود با افرادي آشنا مي شود که...... د رمرحله مونتاژ به سر مي برد. اصلي آن عبارتند از: نويسنده: مسعود صباح، مديرتوليد: سعيد شرفي کيا، طراح صحنه و لباس: حميد شهيري، صدا: حسين بشاش، دستيار کارگردان: مازيار فلاح پور، گريم: بابک شعاعي. خردادماه از اسماعيل فلاح پور پخش شد و "کاکوها" عنوان جديدترين فيلم تلويزيوني اين کارگردان است. امیدواریم آپ این بارمون براتون جالب بوده باشه. بازم میگم که تموم این اطلاعات از وبلاگ http://mohsen-great.blogfa.com/ بود ممنون که تا آخر پست همراهمون بودین تا آپ بعدی خدا یار و نگهدارتون
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 16:59  توسط آیرین(مدیر گروپ و وب)
|
به نام پروردگار هستی
با عرض سلام به همه ی دوستان عزیز من مدیر وبلاگ و گروپ محسن افشانی (آیرین)اولین پست رو با نام خدا شروع می کنم و امیدوارم تا این گروپ و وب برپا ست خداوند منان و مهربان یاور و پشتیبان همه ی ما باشه. تا کنون من مدیر گروپ/مینای خوبم معاون این گروپ/فاطمه ی عزیزم قالب ساز و پوستر در این گروپ عضویم. من نهایت تشکر رو از فاطمه ی عزیزم که در ساخت این وب و گروپ بسیار تلاش کردن می کنم و بهشون خسته نباشید میگم.و همچنین از مینا ی عزیزم هم تشکر می کنم و امانکاتی در مورد نحوه ی عضویت در گروپ و توضیح بیشتر ما تصمیم داریم در این وب با تلاش گروپ محسن افشانی فعالیت هایی برای طرفداران و خود آقای محسن افشانی انجام بدهیم شما برای اینکه بتوانید عضو وب ما بشوید باید یک نام کاربری و پسورد رو به صورت خصوصی برای ما کامنت بدید و همینطور کارهایی را که می خواهید انجام بدهید در زمینه هایی که در آرشیو موضوعی قرار دارد به ما بگویید و نکاتی که پس از عضو شدن باید بدانید شما باید هر مطلبی یا عکس و کلیپی را ارائه میدهید در همان قسمت موضوع باشد نکته ی بسیار مهم اینکه قبل از ارسال هرپست ابتدا به مدیر وبلاگ اطلاع داده و با موافقت او وب را بروز میکنید عکس ها دسته بندی هستند و هر عکسی را پست می کنید ذر دسته ی خود قرار میدهید و در ادامه ی مطلب ولی سایر موارد را تا جایی که می توانید در ادامه ی مطلب قرار ندهید کسی در ویرایش قالب دست ندارد اگه می خواهید قالبی را در وب قرار بدهید به مدیر وب اطلاع میدهید و با نظر سنجی در میان همه یکی از قالب ها که انتخاب شده در وب قرار داده میشود اگر کد جاوای دیگری هم میخواهید وب داشته باشد به مدیر وب گزارش داده میشود و اگر موافقت شد قرار داده میشود به امید ثبت نام شما دوست عزیز و بیشتر شدن اعضای گروپ با تشکر مدیر گروپ و معاون و قالب ساز و یه خبر مهم و بسیار بسیار خوش حال کننده: ممکنه آقای افشانی (در بین خودمون معروف به داداش محسن) به این وب از طریق فاطیمای عزیزم سر بزنند پس اگه این جا هستن یه خوش آمدین خیلی گرم بهشون می گم امیدوارم از وب و گروپ خوششون بیاد و بدونن این گروپ فقط و فقط برای حمایت و طرفداری از ایشون درست شده . همین تا آپ بعدی همه ی شما عزیزان رو به خدا میسپارم خدا یارو نگهدارتون آیرین(مدیر وبلاگ و گروپ)
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 15:44  توسط آیرین(مدیر گروپ و وب)
|
|
طراح قالب
گروپ محسن افشانی
فاطمه > |